اخرین سلام برای اخرین کلام

اصلا نمی دونم چی شده ...تو این هاگیر واگیر و درگیری یه روز صبح چشمات رو باز میکی از خواب... وقتی داری میری سر کار و زندگیت یه دفعه دلت بهت میگه سیستمت رو باز کنی ببینی انگار خبری شده ...وقتی میای وبلاگت رو خجسته( البته با عجله ) باز میکنی میبینی که  هک شدی انگار ..هر چی میزنی ..نمیشه ...خلاصه این که شکه شده به ساعت مچی دستت نگاه میکنی ..باید بری و همین جوری مات و مبهوت هم به مونیتور زل می زنی ...زنگ موبایلت می خوره که دوستان سر کوچه منتظر... یه لنگ پا درون ماشین البته..... که بیا دیر شد  ...چه حالی میشی ؟؟؟؟

خداییش باحاله .............

رسما هنگ کردم ...و بعد از مدتی فهمیدم هک شدم و بالاخره منم معروف شدم و از این که مهم شدم بلند بلند خنده م میگیره ....اخه کدوم  ادم بیکاری منو هک کرده ؟؟؟

نکنه دارم جدی جدی  و کاملا الکی معروف میشم ؟؟؟؟در راستای یه شبه ره صد ساله رفتن و یه شبه معروف شدن و یه دفعه خوشگل شدن و اینا ؟؟؟نکنه خبریه ؟؟هان ؟؟هان ؟؟؟قهقهه

خلاصه همچون دیوانگان خنده کنان در حالی که بندهای کتانی باز ه می دوم تو کوچه و مپرم تو ماشین ...به دختر خاله جان گفتم مواظب این ادرس باش تا برگردم ...

ولی جدا باحاله ...این ادرس رو دوباره ثبت کردم تا من که مهم شدم اونم  یه شبه ...یه وقت دزدیده نشه  این ادرس بد بخت بی نوا ....منـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه بیچاره خنده

ولی من که از رو نمیرم شکر خدا ...اینه که برای تنوع هم که شده و به در خواست دوستان میرم بلاگفا ..کوله بارم هی میون راه پرشین و بلاگفا در رفت و آمد ه  www.beee-choneh.blogfa.com

حالا جالبیش اینه که نه تنها ناراحت نشدم بلکه بسیار هم ذوق زده شدم اخه من تصمیم گرفته بودم و هکر محترم که گویا علم خواندن اذهان هم داره حذفم کرد ...از خود راضی

یه کلام جدی :مرسی از همه ی دوستام که خصوصی و عمومی بهم سر زدن به شکل جدی برمیگردم به وبلاگ خوانی و کامنت نگاری و نوشتن ...الان در یک مرحله ی زمانی خیلی درگیر تو زندگیم هستم و اینجا تنها جایی هست که میتونم حس کنم هستم هنوز ..زنده م ..کلامی دارم برای گفتن ..زبانی برای نالیدن ..دستی برای محک زدن ..دلی برای گفتن ...

دومین کلام جدی :امروز سر کلاس زبان نگاه استادم پر از خواستن بود یه ربعی دیر رسیدم جالبیش این که شروع نکرده بود تا من و دوستم وارد شدیم وقتی اومد خنده ی روی لبش و طرز گفتن Hello...با اشتیاق و برق چشماش ....آره استاد بازم استاد زبان انگلیسی ...دلم را دز تمام پیچ و خم های زمانه با سرعت بی ترمز به بی پروایی  نگاهی پرواز می دهم ....

سومین کلام کاملا جدی :خوب شد که اینجا اینگونه از دستم رفت می دانی شهامت می خواهد خندیدن به از دست رفته ها ...شجاعت می خواهد حسرت نخوردن ....یعنی هنوز شجاعم ؟؟؟

قربونتون {#emotions_dlg.e53}

  
نویسنده : بهار ; ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ آبان ،۱۳۸٩
تگ ها :


به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com

  
نویسنده : پرشین بلاگ ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٩
تگ ها :